کمی آن طرف تر
در ته باغچه ام ساقه ای می کارم، از رز، رز سرخ، سرخ رونده، تا که تو باز آیی، می دهم دم به دمش آب خنک، شربت عشق، در همه عالم تک، تا تو ای جاوید جانان، در بهار همه گلها، مست و مدهوشش شوی، تو اگر باز آیی، خلوت باغچه ام، پر شود از رز، رز سرخ، سرخ رونده، در پس این گلها، خارهایش همه در بطن دلم جا دارد، هر دم، قطره ای از عشقم، می چکد بر خاکش، وان دم که تو باز آیی، غنچه هایش همه سرخ، از رنگ وجودم، برتر از عشق درین بین چه بودم، وانگه که تو باز آیی، کوزه ای می سازم، ز گلم، می کنم پر ز می ام، هر روز، ساقه ای می چینم، ز دلم، می زنم بر می و باز، روز دگر، کنم از نو آغاز، تو اگر باز آیی.
نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٠ساعت
٢:٠٩ ق.ظ توسط بهنود نظرات () |
| Design By : Night Skin |
